سوغاتی برای مِتـــــی

  • بر خلاف چیزی که اینجا نوشتم، بعضی وقتا خیلی هم خوبه که دیگران فکر میکنن من آدم خیلی خوبیم نیشخند. زن همسایمون خیلی با مامانم دوسته، و چند روزی هست که از سفر به کربلا برگشته، امروز اومد خونمون و برای من یه چادر خیلی خیلی خوشکل سوغاتی آورد (برای مامانم چیزی نیاورده) ، گفت یه مشکلی داشتم و نذر کرده بودم اگه حل شد برای مِتــــی خانم چادر عروسی (خجالت) بخرم، کربلا هم که بودم همه جا مِتــــی توی نظرم بوده و دنبال چادری که قرار بوده براش بخرم بودم. 
  • در کنار سایر تصمیماتی که مدام میگیرم و خیلی جدی به سرانجام نمیرسونم، تصمیم گرفتم اندرویید یاد بگیرم و برنامه بنویسم، توی خونه و راحت ... بعضی برنامه های خیلی آسون و الکی اندرویید و دیدم که کلی فروخته، گفتم شاید منم پولدار شدم خدارو چه دیدی ... 
  • شایدم تابستونی رفتم کارگری، روزی 50 هزارتومن .... خنده. بهم پیشنهاد کار شده ساکت
/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری

منم سوغاتی میخوام[گریه]

Haman

خوش به حالت برنامه نویسی می کنی

آفتاب

مثل این که سوغاتیه خیلی بهت چسبیده ها بیا یه چی بنویس دیگه من که چشمم به وبلاگت خشک شد [زبان][نیشخند]

شادی

متی جان منم بذار تو نوبت . حلا چی دوست داری نذرت کنم؟ می خوام خودت انتخاب کنی که حتما حاجت روا شم [نیشخند]

هامان

عاقو می شه یه کلاس آن لاین برنامه نویسی بذاری برای دوستداران این کار من هم ثبت نام کنی؟

آزیش

منم میام کارگری [نیشخند] کار های یدیمون خیلی خوبه اصن [نیشخند] روزی 50 تومن که خوبه ...میشه ماهی 1 میلیون و 500 [چشمک] سر 6 ماه میتونم پی کی بخرم [قهقهه]

آفتاب

سلام متی جان چرا نمی نویسی این همه موضوع داری مثلا بیا بگو چند گرم شدی توی ای ماه مبارک خان داداش کنکورش رو چی کار کرد گربه ها هم روزه می گیرن تو ماه رمضون ؟ خوبه حالشون ... هی میام اینجا هیچی نیست :دی

الی

اتفاقا منم میخواستم کادو قبولیتو بعد مصاحبه امیرکبیر بهت بدم اما چون کادوش نکرده بودم گذاشتم کادو بخرم که دیگه اونروز ندیدمت

الی

بازم این لپتاپم با من سر نا سازگاری داره و نمیذاشت برات کامنت بذارم اما وبلاگتو میخونم. بابامم داره این وسط آب گلالود ماهی میگیره میگه 100 هزار تومن میخرمش[نیشخند]