نامه هایی برای مِتـــــی

دیشب داشتم برگه های دانشجوهای گوگولیم را تصحیح میکردم. همگی برام نامه نوشته بودن. در مورد نامه نگاری شنیده بودم ولی ندیده بودم تا حالا ... . یکی که از همه بانمک تر بود، نامَشو به انگلیسی نوشته بود، انگلیسی که چه عرض کنم ... تو مایه های my master, please give to us a mark that can just pass this lesson  نیشخند. چند نفر هم که مثلا سوال بوده "شرق را تعریف کنید" جواب دادن: استاد ما شرق را بلد نبودیم به جای اون براتون در مورد تاریخچه تولد اینترنت، حمله مغول به ایران و جدول ضرب اطلاعات داریم که نوشتیم، بعد هم دو صفحه نوشتن. آخ عجب روش های جالبی برای گرفتن نمره وجود داشته و من بی خبر بودم، آخه به من هم میشده بگی دانشجو؟ واقعا برای خودم متاسفم. قهر
--------------------------------------------
پ ن:
  • سه روز قبل عمه جان فوت شد ... دل شکسته، فردای روز تدفین عمه ام، براشون مراسم سوم گرفتند، من و مامان نمیدونستیم و نرفتیم.آخه معمولا سه روز بعد از تدفین، مراسم سوم میگیرن. خنثی فک کنم دخترعمه هام ناراحت شده باشن ... .
  • دیشب خان داداش یه کوکوسبزی خیــــــــــــلی خوشمزه برامون پخت. خیلی خوشمزه بود خوشمزه
  • دیروز رفته بودم ناهار 2 تا گربمون رو بدم، وسط میومیوهای بلند این دوتا بچه، دیدم انگار یه صدای میومیوی جدید میاد، یه صدای میومیوی ضعیف و بی رمق ناراحت. یه لحظه فک کردم بچه گربه های قبلمون برگشتن. فوری خوشحال بیرون دویدم و داشتم دنبال منبع صدا میگشتم که یه دفه دیدم وااااااااااااااااااااااااااااای تعجب یه گربه ی زرد جدید و خیـــــــــــــــــــلی گُنده روی دیوار داره میومیو میکنه. فکر کنم هیکلش 4 برابر مامان گربه ها بود. از بزرگی شبیه سگ بود تا گربه. خان داداش اومد ترسوندش و رفت، ولی من خیلی دلم میخواست نازش کنم دل شکسته خیلی گناه داشت.  
/ 24 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زردالو

آخی [ناراحت] من دیگه به مرگ فکر نمیکنم پس. بالاخره یه روزی میاد. چه سخت چه راحت. کی برگشته بگه واقعاً اون راحتی و سختی که ما مبینیم حقیقیه یا نه؟ واللللللللللللاااااااااا قربونتون متی و آفتاب [ماچ]

زردالو

واسه پست قبلی که حیفه به 30 تایی بودنش دست بزنم: شکلتو برم (به قول اصفهانیا) [بغل]

سعیده

رهگذر این (اوخی) که شما گفتید این یعنی چه؟[عینک]

رهگذر

@سعیده معنی بدی نمیده ... مگه چه برداشتی دارید شما ازش [نگران]

سعیده

نه با لهجه یزدی پیام نوشته بودید جالب بود

رهگذر

@سعیده آهان ایچون که گفتد ملوم شد منظورتون [نیشخند]

نلی

تسلیت میگم عزیزم خدا قرین رحمتش کنه به شماها هم صبر و آرامش بده من هم گربه می خوام[نیشخند]

جیرجیرک

[خنده] بابا استاد!

جیرجیرک

خدا رحمت کنه iهمه رفتگان خاک رو.[ناراحت]

Azish

[قهقهه] واقعا شیوه هاشون عالیه [نیشخند] تسلیت میگم [ناراحت]