A moment to remember

زندگی لحظه هایی برای به خاطر آوردن و به خاطر سپردنه. اینو پنجشنبه ی گذشته عمیقا بهش رسیدم. صبح ساعت 9.5 بوستان طوبی با دوستان دوران دبیرستانم قرار داشتیم. من خیلی زودتر راه افتادم  و تقریبا 10:15 رسیدم. تقریبا دو ساعت و نیم باهم بودیم. هرکسی از لحظه ای از گذشته ها که به خاطر سپرده بود، چیزی میگفت. مثلا میگفت یادته .... یادته ....قلب

روز وصل دوستداران یاد باد                یاد باد آن روزگاران یاد باد   (اینجا)

بعضیا خیلی متفاوت با قبل شده بودند، بعضی ها هم کمی. سه تا دختر کوچولو و دوتا پسر کوچولو هم به جمعمون اضافه شده بود. یکی هم هنوز توی راه بود چشمک. از همه بانمک تر دختر صدیقه، فاطمه، بود. وقتی عطیه میخواست با گوشیش ازش عکس بگیره بهش گفت: خاله خنده کن عکست بگیرم (یزدی بخونین)، اونم با یه معصومیت خاصی گفت من که دندون ندارم .

خلاصه جای همه خیلی خیلی خالی بود. به همه پیشنهاد میکنم حتی اگه خیلی مشغله دارید، باز هم سعی کنین یه همچین گردهمایی هایی را تشکیل بدید و شرکت کنید. ارزششو داره. 

__________________

پ ن:

a moment to remember عنوان یه فیلم محصول 2004 کره جنوبیه که امتیاز بالایی هم توی سایت IMDb داره. فیلم در رابطه با زوجیه که خانومه در سن بیست و خورده ای آلزایمر میگیره و کم کم حتی شوهرشم به یاد نمیاره ولی به ندرت و خیلی ناگهانی لحظات نابی از گذشته و همسرش را به یاد میاره و اون لحظات با ارزش ترین چیز برای خودش و همسرشه.

موسیقی متن فیلم خیلی خیلی عالیه و تقریبا مثل موسیقی متن فیلم امیلی، احتمالا قبلا به عنوان موسیقی بیکلام شنیدین و ازش لذت بردین. من تورنت این فیلمو اینجا آپلود کردم، فعلا 3 تا سیدر داره ولی اگه خواستید دانلودش کنید و لازم باشه میتونم از 1 شب تا 7 صبح سیدر بشم. لبخند

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جیرجیرک

من فیلم می خوام [گریه][گریه][گریه]

زردالو

آقا من اینو ندیدم هنوز. یه کوچولو دیدم اینا دارن کره ای حرف میزنن تحمل نکردم :( باید بشینم تلاش کنم ببینمش :)

هستی.

من خیلی این گردهمایی ها رو دوست دارم ولی حیف که هم دوره ای هام خیلی بی حالن اونایی هم که با حالن توی ایران نموندن که بیان دور هم جمع شیم [ناراحت]

جیرجیرک

متی جون، من فقط برای این یه فیلم گریه نمی کنم ، برای یه هارد پراز فیلم گریه می کنم!!![نیشخند]

جیرجیرک

من از همین تریبون به صورت کاملا رسمی، دعوتت می کنم یه روز 5شنبه ناهار بیای خونمون . خودمم میام دم می نیبوس دنبالت. هیچ کسم خونمون نیس!

لندلیدی

مامانتم بیار سعیده هم اگه بود بیار [زبان]

جیرجیرک

آره، یکین! اسم مستعارهای متفاوتو آدم باید تست کنه ، برا همین وقتی مهمون دعوت می کنه می شه صابخونه! [پلک]

aytak

چقدر فاطمه بانمک بوده! ممنون بابت معرفی فیلم

زردالو

نه بابا شوشو دیگه عادت کرده به آبغوره گرفتن ما در حین فیلم دیدن.

زردالو

نه بابا شوشو دیگه عادت کرده به آبغوره گرفتن ما در حین فیلم دیدن.