متـــــــــی در اوایل ترم جدید

بلاخره ترم جدید هم شروع شد و کلی هم ازش گذشت. به خاطر استاد درس ریاضی، مِتــــی بانو تعطیلات بین دو ترم نداشت ... ناراحت در واقع اولین روز شروع کلاس ها در ترم جدید، امتحان ریاضی داشتم و کل بین دو ترم یا کلاس ریاضی میرفتم و یا امتحان می خوندم ... 

خلاصه اینکه ترم جدید با خستگی شروع شد و حدود یه هفته از ترم جدید رو من برای خودم تعطیلات گرفته بودم نیشخند

در مورد قول و قرار ها فعلا تقریبا فقط به قسمت ورزشش دارم عمل می کنم. زبان که حوصله ام نشده و کار هم که منصرف شدم. هم دوستان پیشکسوت مثل زردآلو و شادی نظرشون مخالف بود و هم آقای ع، به قول مژگان بانو، با نصیحت های پدرانه منو به روشنایی رسوند و فعلا تصمیم بر اینه که سر کار نرم و زندگی مشقت بار دانشجویی رو ادامه بدم تا اینکه بتونم از پژوهانه و وام های دانشجویی استفاده کنم عینک

کلاس مثنوی هم اونطور که فکر میکردم نبود، یه جور گردهمایی سیاسی بود بیشتر ... خیلی خوشم نیومد ... 

---------------------------

  • زردآلو  بلاخره داره برمیگرده قلب
  • عطیه، دوست از دوران دبیرستان تا کنونم ، مامان شده و اسم دخترش رو گذاشته سارا قلب
  • دلم میخواد برم هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس بشم و مث استاد راهنمای خواهرم باشخصیت و بی نظیر رفتار کنم زبان
  • برم دندون هام رو ارتدنسی کنم؟ با توجه به سنم دیر نیست؟
/ 1 نظر / 8 بازدید
زردالو

[نیشخند][بغل][ماچ]