عزاداری امسال و اعترافات مِتــــــی

محرم امسال، مراسم عزاداری نرفتم تا همین امشب (شب عاشورا). دیگه امشب پاشدم ، حاضر شدم و رفتم مراسم کوی ... . کل مراسم فکرم هرجا که فکرش رو بکنید بود بجز به مراسم ناراحت.

یه مدت زیادی به این فکر می کردم که من کی و چطور اینقدر عوض شدم؟ یادم میاد که چقـــــــــدر بچه خوبی بودم ... ولی الان چی ... 

یادمه دبستانی که بودم میرفتم کلاس قرآن، سوره بقره و نصف آل عمرانم حفظ کرده بودم (حدود سه، چهار جزء)، الان فکر کنم اگر از روی قرآن هم بخونم، غلط می خونم ... دل شکسته

/ 6 نظر / 19 بازدید
العبد

قبول باشه. یه چیزی که خیلی برام جالبه یکی از هم اتاقی هام هست که نه نماز میخونه، نه قیافش به بچه مذهبی ها میخوره، یه روز نشد که این به یکی فحش نده، و کارهای دیگه که بماند. ولی تو این چند شب ما که میخواستیم بریم هیات میگفت منم میام، خلاصه پیرن سیاه میپوشه و میاد و سینه میزنه. به یه همچین آدمی حسودیم میشه. بی ریا و بی ادعا.

رهگذر

پیش میاد امام حسین هم خودش میدونه متی دکترا دار به درد جامعه بیشتر میخوره تا متی عزا دار ... ایشالله توفیقتون بیشتر بشه ولی ...

زردالو

یه استاد معارف داشتیم، میگفت تغییر خیلی مهمه. همیشه باید خودمونو رصد کنیم و متوجه باشیم که داریم تغییر میکنیم. تغییری که حواسمون بهش نباشه میتونه خطرناک باشه. البته اینو گفتم که بگم عالیه خودتو رصد میکنی. اما تو ماهی جیگر الانم [قلب] البته این نظر منه که به عقیده خیلیا کافرم [نیشخند] ناراحت نباش ولی اگه فکر میکنی در امر مهمی کوتاهی کردی بیشتر براش وقت بذار. به همین سادگی [ماچ]

آفتاب

همه اش تخصیره من و زردآلوئه ... میدونی که :دی

آفتاب

به نظرم تو خیلی خوبی :) تغییرای خوب بکن ... بعد این احساسهای منفی و گناه رو از خودت دور کن

الی

وای متی دقیقا منم همینم! البته بدتر! یادم میاد پازسال که کنکور داشتم سفت دامن خدا و معصومین رو چسبیده یودم اما حالا که خره از پل رد شده....... اومده اینور پل داره جفتک میندازه و پشتک بارو میزنه