ژله ساخت مِتــــــی

خان داداش گیر داده بود که تو چرا هیچ کار خانمانه ای برای ما انجام نمیدی و فقط بلدی درس بخونی و کنکور بدی و هیچ عرضه دیگه ای نداری و ... . ناراحت نتیجه این شد که مِتـــــــی خانم دست یه کار شد و دیروز ژله  درست کرد: 

 

امروز هم ناهار برای اولین بار خورشت کرفس پخته بود (با کمک گوگل جان) که خیـــــــــــــــــلی خوشمزه شده بود و همه عاشقش شدن. 

خلاصه مِتـــــی یکم وجهه ی کدبانوییش رو احیا کرده این روزها نیشخند

---------------------------------

پ ن: 

مادر دوستم جند روزه که فوت شده، خیلی ناگهانی و بدون سابقه بیماری و .... دل شکسته. هنوز بهش زنگ نزدم، نمیدونم چی بگم، تو این کار خیلی ناشی هستم ... 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خان داداش

بنده از همین تریبون تمام صحبت هایی ک ب من نسبت داده شد را تکذیب میکنم[خرخون]

خان داداش

@متی: خوب تبلیغات راه انداختیا !![زبان] تکبییییییییییییییییییییییییییییییییر

آفتاب

به به چه ژله خوشمزه ای دهم اب افتاد که [خوشمزه] ژله بستنیه ؟

آفتاب

خورشت کرفس منم خیلی دوست دارم از غذاهای مورد علاقه ام توی یونی بود :)

آفتاب

وای منم توی این کارا ناشی هستم خیلی . اگه نمی تونی باهاش حرف بزنی پیامک بزن اگه هم که همشهری هستین برو مجلس ختمشون . امیدوارم قوی بشی و بتونی . قبلش جملاتت رو دو سه باری برای خودت تکرار کن تا استرس جمله کم اوردن نداشته باشی . خیلی سخته ادم غم رو شریک بشه کاش همه اش شادی بود راحت زنگ میزد ادم تبریکشو می گفت

آفتاب

کی نتیجه ازمونت میاد ؟ خیلی دوست دارم اینجا قبول بشی [رویا]

به به به! چه خوشزنگه متی جون دیگه وقتشه هاااا[لبخند]

الی

منم تو تسلیت گفتن دهنم قفل میشه. دوس ندارم زیاد رو در رو بشم با طرفی که داغ دیده. خیلی رسمی و خشک و فوقالعاده آروم میگم تسلیت می گم. اخه راستشو بخوای از اونایی که خیلی اشوب می کنن خوشم نمیاد فکر می کنم داغ طرف رو تازه تر می کنن.

زردالو

عزیزم آفرین . همه چی تمومی [بغل] میتونی بری دیدن دوستت؟ از زنگ زدن بهتره فکر کنم... برو و بغلش کن بذار برات حرف بزنه ...

رهگذر

خیلی هم خوب متی بانو :دی